تبلیغات

فکر برتر

 

 


زهــره مـزن به من دگر ، ای دل شـب خراب من
نـالــه بـزن بـسـان مـا ، ده خـبــر از شـراب من


قلعــه نشـیـن عشــق ما ، روشنـی دو چشــم ما
کـی خبـری به مـا دهـد ، یـا نظری به خواب من


شانه زنم به زلـف خود ، وعده به ما و خلف خود
یـا بـرسان به خلــد خـود ، یا ببـر این سراب من


بـی تـو شـکسـتـه میشـوم ، راه نشـسـته میشـوم
از همـه خسـتـه میشـوم ، گـرچـه بـود شباب من


نـامـه پـر از خیـال مـن ، روح گـرفتــه بـال مـن
قصـه این وصـال من ، گـو که چه شد حساب من


شـاعــر بی ریـا همـان ، نـوحـه عاشقی بـخـوان
ســوز صــدا و آهـمـان ، بــاعث ایـن شتاب من

عابدی


نوشته شده در سه شنبه 25 آبان 1389 ساعت 06:06 ب.ظ توسط سورنا عباسی نظرات |


Design By : Pichak